در عشق ديدارت…

نوامبر 5th, 2009

در عشق ديدارت من اشك نريزانم

ناگه نشود روزي نابين ناتوان شد

در طفلي ميرم تا بينم روي پرنورت

شايد همين باشد چارهً ز ديدارت

من عاشق شوريده ناكام و پريشانم

درعشق توچون مجنون در صحرا دويدانم

عاشق نشود كسي چو من خواهد زار شد

شوريده و گنديده در شهر و بيابان شد

در وصف: محمد (ص)

نوشته شده در دسته ي: دست نويشته هايم

دیدگاهی بنویسید

,

 


درباره من

نامم علي اميد است بيشتر دوستانم علي صدا ميكنند و بعضي شان هم اميد و بعضي از فاميل هايم علي اميد... و چون تخلصم ژكفر است در كار و جا هاي رسمي به نام علي ژكفر ميشناسن. و در طراحي وب، برنامه نويسي كمپيوتر، موسيقي، طراحي تصاوير متحرك و غير متحرك و همچنان در چتينگ :) علاقه و دسترسي دارم

دسته ها

من در حال چه كار هستم…

-- درحال امتحان دادن چهارنيم ماه

-- كار روي چند آموزش كاربردي

-- در حال كار روي سايت آفتابك

-- كار روي سايت آسمانه

-- در حال كار روي وبلاگم

-- مطالبه معلوماتي در باره نت

-- كار در شركت كه وظيفه دارم

نوشته‌های تازه

پیوندها

آرشيو